آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

22

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

و از آغاز محاصرهء هرات عبور كاروانها به كلى قدغن شده و اين ممانعت به طرز شديدترى شامل مسافرين منفرد هم مىشود . خود ايرانيها جرأت نميكردند درين راهها كه دام ناامنى همه‌جايش گسترده شده بود كالا و جان خود را بخطر بيندازند تا چه رسد بيك اروپائى كه قيافهء خارجيش حتى در زمان صلح هم درين مناطق آسيائى كه دير زمانى نيست با تمدن اروپائى تماس پيدا كرده توليد بدگمانى مينمايد و با روشن شدن آتش جنگ بايد تعصب شرقى را بيشتر برانگيزد . اگر ميخواستم مراعات جوانب را نكرده حركت كنم احتمال بسيار داشت كه بدون سروصدا بدست افغانهاى درنده كشته شوم . در مقابل اين وضعيت اجبارا خود را متقاعد كردم كه ادامهء مسافرت برايم غيرممكن مىباشد و اگر ميخواستم از راههاى شمالى به سمت بخارا پيش بروم ناچار بايستى هنگام فصل زمستان خود را دچار تنهائى كسل‌كنندهء آسياى ميانه بكنم . بنابر جهات فوق تصميم گرفتم حركت خود را تا اواسط اسفندماه بتعويق اندازم زيرا در آن صورت هم ميتوانستم از مساعد بودن فصل استفاده كنم و هم ممكن بود بختم يارى كرده درين ضمن موانعى كه بين من و هرات در نتيجهء آشوب سياسى كنونى ، پيش‌آمده بود از ميان برود . اواسط شهريورماه بود كه به اين سرنوشت آمرانه تسليم شدم و به آسانى ميتوان فهميد كه از دست دادن پنج يا شش‌ماه وقت براى من تا چه اندازه ناگوار بود آن هم در كشورى كه بارها كاوش و غالبا تشريح و توصيف شده بود و ديگر بهيچوجه نميتوانست براى من جالب باشد . پس در حقيقت ديگر براى مطالعهء اوضاع ايران نبود كه نيمه تغيير شكل داده و تا حدى نقش درويشى را اختيار كردم بلكه بيشتر براى اين بود كه از بيكارى كه با نقشه‌هاى بعدى من هم‌آهنگى نداشت خود را رهائى دهم . لذا براى اجراى اين منظور از مهمان‌نوازى ملاطفت‌آميز تركها چشم‌پوشيده از راه اصفهان بشيراز رهسپار شدم و باينترتيب پس از ديدن خيلى چيزهاى ديگر بديدار آثار تمدن باستانى ايران موفق گرديدم .